واژه ها، آنها مرا تخلیه دور، آن زمان که قطراتش به صورت من.
من توسط خیره طاقت فرسا شما این واژه برای نشان دادن
برخی از آسیب. مانند آفتاب پرست لجن و گل تغییر نام شیطان من،
من مجبور به استدلال می کنند، موافق است، عشق، نفرت، و داغون کردن تو.
برای تمام ارزش خود را ...
از کنار هم رد می شدیم با هم. قنات آرامگاه lakeshore،
گام های بسیار شیب دار و مرطوب آن، نگه داشتن یکدیگر. در آغوش من
همه اشتباه است و مطرح بر انعطاف پذیر خود را اذیت کردن
بدن 15 سال قدمت دارد. فقط برای شهوت یک لحظه ساخته شده است.
نقض کوچک در مقایسه با آنچه که شما به زودی خواهید دید.
زندگی خطرناک outliving چند چیز دیو قروچه
وفادار به خویشتن خود. بسیار شیفته انرژی تاریک
درحالشکافتن این جهان از هم جدا آن را به عنوان ما را کشد به چیزی ناشناخته است.
هرج و مرج خون scrawls بر نرم ها، دیوارها، زغال چوب خشن
املا از خطرات، معادله معادله.
زندگی چنین بزرگ، بالغ بر هیچ. از آنجا که هیچ کس تلاش می کند و
هیچ کس منتظر برای آنهایی که مرده به نفوذ این موانع گوشت است.
گرسنگی آنها هنوز هم برای جهان دست نخورده مانند این، در حال حاضر ارگنکن
در جنون و ناامیدی، جهل و بیزاری.
آه، همچنان منتظر هستند تا به عنوان مافوق ما جلب رضایت.
باید ما را نابود نمی کند؟ آیا تحتانی نیست؟
هاهاها، چگونه مزاح احساس می کنم امشب. به سرعت به ما اجازه می رقصند
رقص عروسک خیمه شب بازی!
سرد هستند، به من اجازه می دهد سیاه و سفید، عبا و مخملی من در اطراف شما قرعه کشی.
تولید گرما ندارد اما این توهم را باید از شما ادامه می دهند
به اندازه کافی دور است. به اندازه کافی نزدیک به آستانه قبل از شیاطین من
پاره کردن لباس تنگ، سینه بند و شورت به روبان اغوا کننده است.
فرار از مرگ در این آرامگاه است. اشتها ما لژیون است
هیچ وقت، عشق من، هیچ زمان. وحشی، قرمز و سوزاننده در من
آماده به فوران پشت یک دریای کم عمق بنفش است.
از طریق اتاق های نورانی زمرد و chartreuse
من ساقه زیبایی خود را مثل شب.